عاشق

دریا که زمان جزر و مد عاشق شد

  از شوق تو گل سبد سبد عاشق شد

یک روز تمام کاج ها میفهمند

    اندازه تو نمی شود عاشق شد

این لوگوی وبم هست دوست داشتین بزارین تو وبتون


  

معرفی کتاب

 

 نام کتاب:گورستان اهل فرنگ     نویسنده:ریچارد دولینگ    ترجمه:جواد

سید اشرف      انتشارات : ققنوس

داستان درباره گم شدن پسر یک وکبل معروف آمریکایی است

او منتظر نه ماند

روزی از روز ها پسرک در خواب ناز بود .ناگهان از خواب پرید.تازه یادش امد که با او قرار داشت.سریع چیزی خورد واماده شد و به راه افتاد.وقتی رسیده بود او داشت می رفت.معذرت خواهی کرد و پرسید چه شد پدرت قبول کرد؟با گریه گفت:او می گوید تو باید اول از همه تحصیلات بعد پول وخانه داشته باشی .گفتم :تو منتظر می مانی؟گفت:تا اخر عمرم.اگر باور نمیکنی حاظرم جونم را بدهم .با هزار بدبختی به فرانسه رفت تحصیل کرد و پزشک شد وقتی برگشت همسایه ها گفتند :او و خانواده اش از این جا رفته اند.گفت: خانواده اش؟یکی از ان ها گفت :ازدواج کرد و رفت.!

شهر شعر-مکتب عشق

سیه چشمی به کار عشق استاد

به من درس محبت یاد می داد.

مرا از یاد برد آخر ولی من

بجز او عالمی را بردم از یاد!

شاعر: فریدون مشیری

شهر شعر-نسیمی از دیار آشتی

باری اگر روزی کسی از من پرسید

چندی که در روی زمین بودی چه کردی؟

من می گشایم پیش رویش دفترم را

گریان وخندان بر می افرازم سرم را

آنگاه می گویم که:بذری نو فشانده ست

تا بشکفد تا بردهد بسیار مانده است.

 شاعر : فریدون مشیری

معرفی کتاب

 نام کتاب:اتود در قرمز لاکی             نویسنده:سرآرتور کانن دویل          انتشارات:هرمس از سری کتاب های کاراگاه

 

شهر شعر-بر شانه های تو

وقتی که شانه هایم

در زیر بار حادثه می خواست بشکند

یک لحظه

از خیال پرشان من گذشت

بر شانه های تو

شاعر: فریدون مشیری

شهر شعر-درخت

درختي خشك را مانم به صحرا 

كه عمري سركند تنهاي تنها 

نه باراني كه آرد برگ و باري 

نه برقي تا بسوزد هستيش را 

شاعر: فريدون مشيري



گالری عکس های تیلور سویفت

 

گالری

گالری

گالری

انتالیا